X
تبلیغات

بچه های خوب سرزمین ایران - گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک
 
بچه های خوب سرزمین ایران
 
 
دانلود گزارش کار میکروبیولوژی،سلولی مولکولی،ژنتیک،بیوشیمی،زیست شناسی و فیزیولوژی گیاهی و جانوری
 
اندونوکلئازهای محدودکننده (RE) آنزیم های یوکاریوتی هستند که به صورت یک سیستم دفاعی در باکتری ها بر علیه فاژها به منظور قطعه قطعه کردن DNA فاژ مهاجم عمل می کنند. این آنزیم ها DNA دو رشته ای را در محلی که توالی خاص دارد در هر دو رشته به طور همزمان برش می دهند. این آنزیم ها که آنزیم محدود گر نیز نامیده می شوند دارای ویژگی عمل بسیار زیاد به جایگاه شناسایی (Restriction Site یا Recognition Site) خود می باشند. این جایگاه های شناسایی معمولا ۴ الی ۸ نوکلئوتید بوده و دارای یک تقارن چرخشی دو محوری (Twofold rotational symmetry) می باشند، یعنی این که توالی نوکلئوتیدها در یکی از رشته ها با عکس آن توالی در رشته دیگر مکمل است. این گونه توالی ها در DNA دو رشته ای، توالی پالیندرومی نامیده می شوند.

محل اثر اندونوکلئازهای محدودگر تیپ II معمولا در داخل توالی پالیندرومی است ولی سایر آنزیم های محدوگر DNA دو رشته ای را در نزدیکی جایگاه شناسایی (RS) برش می دهند. بعضی از اندونوکلئازهای محدودگر پس از تشخیص توالی پالیندروم، دو رشته DNA را در دو محل روبروی هم می شکنند و انتهاهای صاف (Blunt ends) ایجاد می کنند ولی محل شکست بسیاری از آنزیم های محدودگر دیگر در دو رشته DNA روبروی هم قرار ندارند و در انتهاهای محل برش، قطعه های کوچک تک رشته ای ایجاد می شود که قابلیت مکمل شدن با هم دارند که این قطعات را انتهاهای چسبنده (Sticky یا Cohesive ends) می نامند.

دو آنزیم اندونوکلئاز محدوگر که دارای محل شناسایی یکسان هستند را ایزوشیزومر (Isochizomers) می گویند.

برای مثال (SphI (CGTAC/G و (BbuI (CGTAC/G ایزوشیزومر یکدیگرند.

اولین آنزیم کشف شده ای که توالی داده شده را شناسایی کند و برش دهد به عنوان پروتوتایپ (prototype) شناخته می شود، تمام آنزیم هایی که پس از آن کشف شوند و بتوانند آن توالی را شناسایی کنند ایزوشیزومر هستند. ایزوشیزومرها از گونه های مختلف باکتری ها استخراج شده اند و به همین دلیل ممکن است نیاز به شرایط واکنش مختلفی داشته باشند.

آنزیم های اندونوکلئاز محدودکننده که توالی مشابهی را شناسایی می کنند ولی آنرا متفاوت برش می دهند نئوشیزیومر (Neoschizomers) هستند. در واقع نئوشیزومر نوع خاص (زیرمجموعه) ایزوشیزومر است.

به عنوان مثال (SmaI (CCC/GGG و (XmaI (C/CCGGG نئوشیزومر همدیگرند.

آنزیم های اندونوکلئاز محدودکننده که توالی کمی متفاوت را شناسایی می کند ولی انتهاهای برش یافته یکسان تولید می کنند ایزوکدومر (Isocaudomer) هستند.

 |+| نوشته شده در  ساعت 12:21  توسط رضا  | 

دانلود

مروري بر ژنتيك مولكولي

دانلود

دانلود ديكشنري تخصصي ژنتيك

دانلود

دانلود آزمايشگاه ژنتيك

 |+| نوشته شده در  ساعت 17:4  توسط رضا  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط رضا  | 

چشم‌انداز كاربرد سلول‌هاي بنيادي در دنيا

عليرغم پيشرفت‌هاي بزرگي كه تاكنون در استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي مقاصد درماني به‌دست آمده است، بشر هنوز در ابتداي اين راه است و همچنان تحقيقات گسترده‌اي براي عملي ساختن ايده‌هاي محققان در دست انجام است. در اين مطلب از زبان دكتر عليرضا قدسي‌زاد، رزيدنت سال پنجم جراحي قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان، به برخي از اين چشم‌اندازها و زمينه‌هاي تحقيقاتي جديد اشاره شده است:

استخراج، نگهداري و استفاده از سلول‌هاي بنيادي بند ناف

در حال حاضر، يكي از مطرح‌ترين ايده‌ها در زمينه سلول‌هاي بنيادي، استفاده از قابليت‌هاي منحصر به فرد سلول‌هاي بنيادي بند ناف ( Cord blood ) است. مزيت اصلي اين سلول‌ها آن است كه بسيار اوليه ( P rimitive ) بوده و توان تمايز بالايي دارند. به‌طوري‌كه بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده، منشا تمام سلول‌هايي كه پس از تيمارهاي آزمايشگاهي و پيوند به بدن توانسته‌اند به‌طور كامل به سلول‌هاي عضلاني قلب تمايز يابند، از سلول‌هاي ACC133 + بند ناف بوده است. البته بر اساس نتايج منتشر شده در برخي از مقالات، علاوه بر سلول‌هاي مذكور، سلول‌هاي مشتق از مغز استخوان ( BMCs ) شامل تمام انواع منونوكلئرها ( whole MNC population ) و سلول‌هاي ACC133 + مشتق از مغز استخوان هم قادرند به سلول‌هاي عضلاني قلب تبديل شوند. البته به نظر مي‌رسد نتايج اخير به بررسي‌ها و تحقيقات بيشتري نياز داشته باشد.

استخوان به سلول‌هاي ماهيچه‌اي قلبي انجام شده‌ است، نشان مي‌دهند در تمام موارد، اين سلول‌ها از نوع سلول‌هاي ACC133 + با منشا بند ناف بوده‌اند.

مزيت ديگر اين سلول‌ها، نداشتن مشكل دفع پيوند سلول‌هاي بنيادي جنيني است. چراكه از خود فرد اخذ مي‌شوند و در سال‌هاي بعدي زندگي،دوباره به همان شخص تزريق مي‌شوند. بر اين اساس، اين ايده در دنيا مطرح شده است كه نمونة سلول‌هاي بندناف هر شخص در ابتداي تولد گرفته شود و براي سال‌هاي بعد براي خود فرد ذخيره شود.

حتي در حال حاضر، عليرغم اين‌كه هنوز وضعيت روشني براي پيوند سلول‌هاي بند ناف وجود نداشته و سؤالات زيادي در مورد احتمال رد پيوند سلول‌هاي بيگانه (هترولوگ) مطرح است؛ اما با اين‌حال توصيه مي‌شود براي افرادي كه در مراحل وخيم بيماري قلبي بوده و در انتظار دريافت قلب پيوندي به‌سر مي‌برند، در كنار تجويز داروهاي سركوب‌كنندة سيستم ايمني، از روش پيوند سلول‌هاي بندناف به‌عنوان يك روش كمكي استفاده كنيم.

با اين عمل، بيمار شانس بيشتري براي زنده ماندن تا زمان دريافت قلب را خواهد داشت. اين روش به‌ويژه در بيماران كهنسال كه سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان آنها براي پيوند كافي نيست، از اهميت بالاتري برخوردار است. از اين‌رو، امروزه در اغلب كشورها بانك‌هاي ويژه‌اي براي جداسازي و نگهداري سلول‌هاي بنيادي بندناف نوزادان تأسيس شده است.

سلول‌درماني و مهندسي بافت

در حال حاضر علاوه بر سلول‌هاي بندناف،‌ تحقيقات وسيعي بر روي سلول‌درماني ( Cell therapy ) با استفاده از سلول‌هاي بنيادي جنيني ( Embryonic stem cell ) و مهندسي بافت ( Tissue engineering ) در حال انجام است كه آيندة روشني خواهد داشت. براي مثال، با استفاده از روش‌هاي مهندسي بافت مي‌توان به كمك بيوراكتورهاي ويژه،‌ لايه‌هاي نازكي از بافت‌هاي گوناگون را تهيه و براي مقاصد مختلف استفاده كرد.

تلاش براي تمايز سلول‌هاي بنيادي قبل از پيوند

نكتة ديگري كه در زمينة استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي درمان بيماري‌هاي مختلف از جمله ضايعات قلبي، قابل توجه است، امكان استفاده از سلول‌هاي تمايزيافته به‌جاي سلول‌هاي اولية بنيادي است. در حال حاضر، فقط از سلول‌هاي بنيادي تمايزنيافته براي اين منظور استفاده مي‌شود. اما تحقيقات زيادي در حال انجام است تا با استفاده از ابزار مهندسي ژنتيك، ايدة بكارگيري از سلول‌هاي تمايزيافته عملي شود . براي مثال، در مورد سلول‌هاي ماهيچه‌اي قلب، بسياري از ژن‌هاي دخيل در تمايز يافتن سلول‌هاي بنيادي به سلول ميوكارد قلب، شناخته شده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به ميوكاردين (قوي‌ترين ژن القاگر در توليد ماهيچة قلبي)، اس آر اف ( Serum Response Factor )،‌ ژن‌هاي GATA 4 ، 5 GATA و مولكول‌هاي كارديوگنول C و D (كه تمايز سلول‌هاي بنيادي به سلول‌هاي ميوكارد قلب را از 30 درصد به 95 درصد افزايش مي‌دهند) اشاره كرد. به‌عبارت ديگر، با فعال كردن اين ژن‌ها در داخل سلول‌هاي بنيادي مي‌توان ابتدا در شرايط آزمايشگاهي سلول‌هاي قلبي را تهيه كرد و سپس آن‌ها را به بيمار پيوند زد.

البته در حال حاضر، مشكلاتي در اين مسير وجود دارد. براي مثال، حتي اگر بتوان مخلوطي با خلوص 95 درصد از سلول‌هاي قلبي را از اين طريق به‌دست آورد، امكان پيوند آن‌ها به بيمار وجود ندارد؛ چرا كه 5 درصد باقيماندة سلول‌ها متفاوت بوده و قابليت بالايي براي ايجاد سرطان دارند. به هر حال يكي از ايده‌هاي ارزشمند در زمينة سلول‌درماني، تمايز سلول‌ها قبل از پيوند به بدن است كه اميد مي‌رود برخي از مشكلات تكنيكي آن نيز در آيندة نزديك حل شود.

استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي ترميم ضايعات كبدي

پيوند سلول‌هاي بنيادي علاوه بر بيماران قلبي در ساير بيماران نيز نتايج خوبي را نشان داده است. براي مثال، در حال حاضر اگر بيماري دچار سرطان كبد باشد، جراح مجبور است براي جلوگيري از انتشار سرطان (متاستاز)‌ به بخش‌هاي ديگر بدن، بخش سرطاني كبد را نابود كند. براي اين منظور معمولاً طي دو عمل جراحي هم‌زمان كه اصطلاحاً پارشيال هپاتكتومي ( Partial Hepatectomia ) و پي وي اي ( Portal Vein Embolization ) ناميده مي‌شوند، خون ناحية سرطاني كبد را قطع مي‌كنند تا بافت سرطاني به تدريج نابود شود. در عين حال چون بخش باقيماندة كبد بايد بتواند وظايف كل كبد را به عهده گيرد، لازم است تا اين اعمال جراحي به نحوي انجام شود كه بخش سالم باقيمانده، فرصت تكثير ( Proliferation ) را پيدا كند و در نهايت عملكرد كبد كامل را ايفا نمايد. براي اين منظور، حداقل 6 هفته زمان لازم است تا بخش باقيمانده و سالم كبد تكثير شود. اما نتايج تحقيقات نشان داده كه با سلول‌درماني و پيوند سلول‌هاي بنيادي بالغ ردة‌ ACC133 + به بخش سالم كبد، اين مدت زمان به 2 هفته كاهش مي‌يابد.

با اين كار نه تنها كبد فرد بيمار در مدت زمان كمتري ترميم مي‌شود، بلكه با خارج كردن سريع‌تر بخش سرطاني از بدن، احتمال بروز متاستاز و دست‌اندازي سرطان به بخش‌هاي ديگر بدن فرد نيز كاهش مي‌يابد. لازم به ذكر است كه بر اساس تحقيقات انجام شده، پيوند سلول‌هاي ACC133 + به رت‌ها ( Rat نوعي حيوان آزمايشگاهي) باعث افزايش رگ‌زايي در بافت توموري شده است. البته ما نيز در مركز خود (واقع در دانشگاه دوسلدورف آلمان) اين عمل را بر روي سه بيمار انجام داده‌ايم كه تاكنون نتايج منفي دربرنداشته است.

خصوصيات و محدوديت‌هاي سلول‌هاي بنيادي

سلول‌هاي بنيادي با توجه به منشاء و نحوه استفاده داراي مشخصه‌هايي هستند كه محدوديت‌هايي را براي كاربرد گسترده آنها به‌وجود مي‌آورد، البته تلاش براي رفع اين محدوديت‌ها كماكان ادامه دارد. آقاي مسعود سليماني، دانشجوي دكتري تخصصي گروه هماتولوژي دانشكده پزشكي دانشگاه تربيت مدرس در گفتگو با گروه بيوتكنولوژي شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران به برخي از اين خصوصيات اشاره نموده است:

سلول بنيادي به آن دسته از سلول‌هاي بدن اطلاق مي‌شود كه داراي خاصيت خودتكثيري بوده و هنوز تماير نيافته و براي كار ويژه‌اي تجهيز نشده‌اند، اما قابليت تمايز و تبديل شدن به سلول‌هاي ديگر را دارند. اين مشخصه سلول‌هاي بنيادي، نظر متخصصين مختلف را به خود معطوف داشته است، به‌طوري‌كه تحقيقات گسترده‌اي در اين خصوص صورت مي‌گيرد. امروزه سلول‌هاي بنيادي، اميد اول ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده و شايد در آينده ساخت اندام‌هاي انساني به شمار مي‌روند.

سلول‌هاي بنيادي با توجه به منشأ آنها به دو دسته تقسيم مي‌شوند: سلول‌هاي بنيادي جنيني (Embryonic stem cells) كه از جنين در مراحل اوليه تشكيل آن گرفته مي‌شود و سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي يا بالغ (Adult stem cells) كه پس از تولد از افراد به‌ويژه از مغز استخوان آنها گرفته مي‌شود.

تلاش براي استفاده از سلول‌هاي بنيادي جنيني از حدود 20 سال پيش با كار بر روي حيوانات به ويژه موش‌هاي آزمايشگاهي شروع شد و در طي اين سال‌ها آزمايشات زيادي در جهت تبديل سلول‌هاي بنيادي جنيني موش به انواع سلول‌ها و پيوند زدن آنها صورت گرفت كه به موفقيت‌هاي قابل‌توجهي انجاميد.

در جوار اين موضوع، سلول‌هاي بنيادي انسان نيز مورد توجه قرار گرفت تا اينكه بالاخره در سال 1998 اولين گزارش موفقيت‌آميز از تكثير و تمايز سلول‌هاي بنيادي جنيني انسان در آمريكا منتشر شد. با توجه به بروز برخي محدوديت‌ها در استفاده از سلول‌هاي بنيادي جنيني (كه تلاش براي رفع آنها ادامه دارد) در چند سال اخير، موج جديدي از تحقيقات بر روي سلو‌ل‌هاي بنيادي مزانشيمي شروع شد كه كماكان ادامه دارد. در ادامه برخي از خصوصيات و محدوديت‌هاي هر يك از دو نوع سلول بنيادي ذكر مي‌شوند.

خصوصيات و محدوديت‌هاي سلول‌هاي بنيادي جنيني و مزانشيمي

1- اخلاق زيستي Bioethic

سلول‌هاي بنيادي جنيني، از جنين زنده گرفته مي‌شود، بنابراين در بسياري از كشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زيرا از بين بردن جنيني كه قابليت تبديل شدن به يك انسان را دارد در حكم قتل نفس مي‌دانند. به‌عنوان مثال، در كشور آلمان اين عمل ممنوع بوده و در كشور انگلستان نيز تا چند ماه قبل، اجازة تحقيقات در اين خصوص داده نشده بود. سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي از فرد بالغ گرفته مي‌شوند، در نتيجه با اين محدوديت مواجه نيستند.

همچنين يكي از كاربردهاي بالقوة هر دو دسته از سلول‌هاي بنيادي، همسانه‌سازي انسان Cloning است كه بحث‌هاي اخلاقي زيادي را به خود معطوف داشته است. در اكثر كشورهاي جهان كاربرد سلول‌هاي بنيادي، با هر منشاء كه باشد، براي همسانه‌سازي انسان ممنوع است، در عين حال، ساير كاربردهاي بالقوه و بالفعل سلول‌هاي مذكور در عرصة پزشكي در اقصي‌ نقاط جهان به شدت مورد توجه و تحقيق هستند.

2- پس‌زدگي

با توجه به اينكه از سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي هر بيمار مي‌توان جهت مداواي خودش استفاده كرد، پس از تزريق به بدن بيمار، در سيستم تدافعي به‌عنوان يك سلول يا بافت بيگانه شناخته نمي‌شود و مشكل پس‌زدگي يا از بين رفتن آنها پيش نمي‌آيد. شايان ذكر است، پس‌زدگي يكي از محدوديت‌هاي پيش روي محققين در بهره‌گيري از سلول‌هاي بنيادي جنيني است، زيرا آنتي‌ژن‌هاي سازگاري نسجي اين سلو‌ل‌ها با شخص گيرنده يكي نيست و احتمال پس‌زدگي بالا مي‌رود. البته تحقيقاتي در حال انجام است كه مولكول‌هاي عرضه‌كنندة آنتي‌ژن‌ها را فرونشانند (suppress) تا اين مشكل رفع شود.

3- تمايز

سلول‌هاي بنيادي جنيني داراي قدرت تكثير و تمايز بالايي هستند، به گونه‌اي كه بعضاً بدون اعمال تيمار خاصي، خودبه‌خود به سلول‌هاي ديگر تبديل مي‌شوند. بنابراين بايد جلوي تمايز ناخواسته و تصادفي آنها گرفته شود تا تبديل به بافت‌هاي ديگر نيز نشوند.

سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي نيز در محيط كشت، علاقه به تكثير شدن دارند و با اعمال تيمارهاي خاص در مسير تمايز هدفمند قرار مي‌گيرند.

4- ناهماهنگي Arithmy

زماني‌كه از سلو‌لهاي بنيادي جنيني براي ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديدة قلب استفاده مي‌شود، در برخي موارد ناهمخواني بين بافت قلب و بافت ترميم‌شده به وجود مي‌آيد. زيرا در اين حالت، سلول‌هاي بنيادي جنيني كه با بافت قلبي هموژني ندارند؛ به سلو‌ل‌هاي قلبي تبديل شده‌اند. اين مسئله باعث مي‌شود در ضربان اين دو قسمت ناهمخواني پيش آيد و ريتم قلب به هم بخورد. مشكل ناهماهنگي در برخي از آزمايشاتي كه بر روي موش‌ها انجام‌شده، ديده شده است.

اما در مورد سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي، چون اين سلول‌ها از خود فرد بيمار دريافت شده‌اند، اين مشكل به چشم نمي‌خورد.

نكته

محدوديت‌ها و خصوصيات ذكر‌شده دراين مطلب، به معني برتري يافتن استفاده از يك دسته از سلو‌ل‌ها بر ديگري نيست؛ كمااينكه تلاش‌هاي خوبي در جهت رفع محدوديت‌هاي موجود در حال انجام است كه اميد مي‌رود در آينده استفاده از اين سلول‌ها را فراگير نمايد. اما بايد توجه نمود كه تحقيقات مربوط به سلول‌هاي بنيادي در كشور بايد هر دو جنبة سلول‌هاي بنيادي جنيني و مزانشيمي را دربرگيرد و توجه به يكي باعث فراموش شدن ديگري نشود؛ زيرا هر يك از آنها داراي مزايا و كاربردهايي هستند كه استفاده از آنها را اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد.

در پایان مقاله به بررسی دیدگاه دکترقدسی زاده بر روند تحقیقات سلول هایدر ایران می پردازیم .

تحليلي بر روند تحقيقات سلول‌هاي بنيادي در ايران

در اين مطلب نقطه‌نظرات و ديدگاه‌هاي دكتر عليرضا قدسي‌زاد، در مورد نحوة كار محققان و پزشكان ايراني در زمينة سلول‌هاي بنيادي بيان شده است. وي رزيدنت سال پنجم جراحي قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان و محقق در زمينة سلول‌درماني براي بيماري‌هاي قلبي است.

الف) مشكلات و سؤالات موجود در زمينة كاربرد سلول‌هاي بنيادي (به‌ويژه پيوند به قلب)

عليرغم اين‌كه تلاش‌ها، تحقيقات و ايده‌هاي محققان و پزشكان ايراني در زمينة كاربرد سلول‌هاي بنيادي (به‌ويژه پيوند به قلب) بسيار قابل تقدير و تحسين است، به نظر مي‌رسد در اين بين به نكاتي كم توجهي شده‌ است كه اهميت بسيار زيادي دارند. بنابراين لازم است جهت اصلاح روند كار و ايجاد زمينة مناسب براي اراية دستاوردهاي كشور در عرصه‌هاي بين‌المللي، اين مشكلات را برطرف كرد.

برخي از مهم‌ترين اين مشكلات كه در طي سفر چندروزه به كشور و تبادل‌نظر با محققان و پزشكان ايراني به آنها پي برده‌ام، به اين شرح است:

1- مشكلات ناشي از كشت و تكثير سلول‌ها قبل از پيوند

مشكل اول محققان ايراني در ارتباط با سلول‌هاي بنيادي، به روش كار آنها قبل از پيوند مربوط مي‌شود. در واقع اين افراد پس از تهية نمونة حاوي سلول‌هاي بنيادي و قبل از پيوند، آن را به مدت 3 هفته در محيط كشت حاوي سرم خود بيمار تكثير ( Expand ) مي‌كنند. اما بايد توجه داشت كه اگر سلول‌هاي اولية‌ اخذشده از فرد را در محيط حاوي سرم تكثير كنيم، اين سلول‌ها به سلول‌هاي مزانشيمال تبديل مي‌شوند كه ماهيت دقيق آنها مشخص نيست. برخي اعتقاد دارند سلول‌هاي مزانشيمال جزو سلول‌هاي CD29 هستند و گروه ديگري آن‌ها را جزو ردة CD129 ، CD117 ، SH2 و SH3 مي‌دانند.

لازم به ذكر است ‌كه سلول‌ها به دو دستة كلي سلول‌هاي مولد مزانشيمال ( Mesenchymal progenitor ) و سلول‌هاي مولد اندوتليال ( Endothelial progenitor ) تقسيم مي‌شوند كه ماهيت گروه اول مشخص نيست. بنابراين اگر سلول‌هاي اوليه در حضور سرم تكثير شوند، به سلول‌هاي مزانشيمي تبديل مي‌شوند كه توانايي و قابليت تمايز به رده‌هاي سلولي مورد نظر ما (مثلاً سلول‌هاي قلبي) را از دست مي‌دهند و فقط قدرت توليد سلول‌هاي ردة خون‌ساز يا هماتوپوئيتيك ( CD45 + ) را دارا خواهند بود. يعني رده‌هاي سلولي CD34 + و ACC133 + كه براي پيوند مناسب‌تر هستند، در اين نمونه وجود نخواهد داشت.

در يك بيان كلي بايد اشاره كرد كه در شرايط فعلي و با دانش روز، تكثير سلول‌هاي بنيادي در شرايط آزمايشگاهي به هيچ وجه توصيه نمي‌شود. بنابراين بهتر است راه‌هاي رفتة ديگران دوباره پيموده نشود و تجربه‌هاي ناموفق آنها تكرار نگردد. به‌عبارت ديگر، چنانچه بخواهيم از سلول‌هاي بنيادي براي مقاصد درماني و پيوند به بيماران استفاده كنيم، بهتر است پس از نمونه‌گيري از مغز استخوان و جداسازي سلول‌ها، بلافاصله آن را به فرد بيمار تزريق كنيم تا از بروز تغييرات و تمايزهاي ناخواسته‌ كه موفقيت عمل را به شدت كاهش مي‌دهند، جلوگيري شود.

2- استفاده از توده سلول‌هاي تمايز يافتة مختلف براي پيوند

اشكال ديگري كه به برخي تحقيقات باليني محققان و پزشكان ايراني وارد است، عدم جداسازي و خالص‌سازي سلول‌هاي بنيادي قبل از تزريق آنها به بيمار است. چراكه در نمونة كشت داده شده از آسپيرة مغز استخوان بيمار، مجموعه‌اي از سلول‌هاي تمايز يافتة مختلف نظير فيبروبلاست ( Fibroblast ) مغز استخوان نيز وجود دارند كه براي بيمار عوارض جانبي به‌دنبال خواهند داشت. براي مثال، وجود سلول‌هاي فيبروبلاست مغر استخوان در نمونه، مشكلات زيادي از جمله عوارض قلبي و ايجاد بي‌نظمي در ضربان (آريتمي) ايجاد خواهد كرد.

علاوه بر اين، در صورت تزريق سلول‌هاي بنيادي حاوي فيبروبلاست به بيمار، احتمال بروز آسيب بافتي يا Scar tissue در بافت همبند ( Connective tissue ) و كلسيفيه شدن ( Calcification ) بافت‌ها وجود خواهد داشت.

3- اهميت جداسازي سلول‌ها در شرايط GMP

نكتة مهمي كه بايد دقيقاً رعايت شود آن است كه پروسة جداسازي و استفاده از سلول‌هاي بنيادي ردة ACC133 + براي پيوند، بايستي تحت شرايط ويژة GMP صورت گيرد. به‌عبارت ديگر، تهيه و آماده‌سازي اين سلول‌ها بايد در يك سيستم كاملاً بسته و يا توسط دستگاهي انجام شود كه حايز شرايط GMP باشد. نكتة ديگر اين‌كه، كيت‌هاي مورد استفاده براي جداسازي اين سلول‌ها بايد براي استفاده در انسان (از نوع باليني) طراحي و توليد شده باشند كه داراي ويژگي‌هاي GMP هستند، چراكه كيت‌هاي ارزان‌قيمت ديگري براي جداسازي سلول‌ها در شرايط آزمايشگاهي موجود است كه فقط مخصوص تحقيقات آزمايشگاهي بوده و اصلاً براي مقاصد باليني كاربرد ندارد. خوشبختانه تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، در ايران چندين مركز مجهز به امكانات و شرايط GMP يا مشابه آن براي اين منظور وجود دارد.

جمع‌بندي بحث مربوط به فعاليت‌هاي محققان ايراني در زمينة پيوند سلول‌هاي بنيادي

به‌عنوان جمع‌بندي، چند نكتة مهم را درخصوص روند تحقيقات سلول‌هاي بنيادي و كاربرد آن‌ها در ايران بيان مي‌كنم:

1- تكثير كردن سلول‌هاي بنيادي قبل از پيوند موجب تمايز و كاهش قدرت آن‌ها مي‌شود.

2- استفاده از محيط‌ كشت فاقد ويژگي‌هاي استاندارد ( GMP ) براي تكثير سلول‌ها قبل از انجام پيوند خطرناك است.

3- عدم جداسازي سلول‌هاي فيبروبلاست از نمونه حاوي سلول‌هاي بنيادي قبل از اقدام به پيوند خطرناك است.

4- عدم استفاده از كيت‌هاي استاندارد براي جداسازي ردة سلولي ACC133 + براي پيوند به بيماران بسيار خطرناك است.

5- اطلاعات دقيق مربوط به نوع و ردة سلول‌هاي بنيادي جداشده ( FACS data ) از نظر نوع، ماهيت و تعداد بايد در كنگره‌ها و مجامع علمي ارايه شود.

در هر حال بايد توجه داشت كه، پيوند سلول‌هاي بنيادي به بيماران فقط در شرايطي مقدور است كه اين سلول‌ها در آزمايشگاه‌هاي ويژه و كاملاً استريل تهيه و آماده شده باشند كه اين امر استانداردهاي بسيار بالاتري نسبت به فعاليت‌هاي تحقيقاتي را طلب مي‌كند.

ب) سؤالات جدي راجع به دستاوردهاي محققان ايراني در زمينة سلول‌هاي بنيادي جنيني

هر چند دستاوردهاي محققان ايراني در زمينة جداسازي، تكثير و نگهداري از سلول‌هاي بنيادي جنيني انسان بسيار ارزشمند و درخور تقدير است، اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه كشورهاي پيشرفتة دنيا نظير آلمان، غالباً اين دانش فني را از مدت‌ها قبل در اختيار داشته و در مدل‌هاي حيواني نيز آزمايش كرده‌اند، ولي به دلايل متعدد از جمله منع قانوني و حقوقي كار با جنين انسان، اين تحقيقات بر روي سلول‌هاي جنيني انسان انجام نشده است؛ پس اين مسئله دليلي بر عقب بودن آن كشورها در اين زمينه نيست. بنابراين، محققان ايراني بايد از فرصت‌ها و تسهيلات قانوني و شرعي موجود در ايران بهترين استفاده را برده و جايگاه كشور را در زمينة تكنولوژي توليد سلول‌هاي بنيادي و استفاده از روش‌هاي درماني جديد با استفاده از سلول‌هاي بنيادي، بيش از پيش ارتقا بخشند.

همچنين ضمن تقدير از زحمات و موفقيت‌هاي اخير محققان ايراني در زمينة تكثير و نگهداري از سلول‌هاي بنيادي جنيني، اميدوارم انتشار كامل و به موقع نتايج تحقيقات اين همكاران در مجلات معتبر علمي، گوياي عملي كارهاي ارزشمند آنها در سطح دنيا باشد.

لذا به نظر من، ضمن آن‌كه بايد نيروهاي متخصص و فعاليت‌هاي انجام شده را مورد تشويق قرار داد، بايستي ضمن بهره‌گيري ازتجربيات محققان برجستة دنيا، به شكل اصولي و صحيح در اين عرصه برنامه‌ريزي و تلاش كرد. در اين باره توجه به چند نكته لازم است:

1- ارتباط مستمر و بهره‌گيري از تجربيات محققان و دانشمندان ايراني مقيم خارج، يك را ميان‌بُر است.

2- شركت فعال در مجامع بين‌المللي و تخصصي به‌منظور اراية دستاوردها و آشنايي با آخرين نتايج كار محققان دنيا، بسيار مفيد و لازم است.

3- انتشار دقيق و به‌موقع نتايج تحقيقات، مانع از انتشار اخبار غيررسمي و غيرعلمي در رسانه‌ها مي‌شود.

منابع :

گزارشي از دستاوردهاي دانشگاه تربيت مدرس در زمينة سلول‌هاي بنيادي(ديدگاه دكتر قدسي‌زاد)

كاربردهاي سلول‌هاي بنيادي در پزشكي(ديدگاه دكتر سليماني)


برچسب‌ها: روند استفاده از سلول های بنیادی, چشم‌انداز كاربرد سلول‌هاي بنيادي در دنيا
 |+| نوشته شده در  ساعت 10:34  توسط رضا  | 

PCR یا واکنش زنجیره ای پلیمراز (Polymerase Chain Reaction)، تکنیکی است که با استفاده از آن می توان در مدت زمان کوتاهی قطعه خاصی از مولکول DNA را در شرایط آزمایشگاهی میلیون ها بار تکثیر نمود. این قطعه DNA ممکن است یک ژن، بخشی از یک کروموزوم یا بخش هایی از ژنوم یک موجود باشد.البته در تکثیر DNA با روش PCR محدودیت هایی نیز وجود دارد که مهمترین آنها اندازه قطعات قابل تکثیر می باشد به طوری که حداکثر اندازه قطعه هایی که با روش PCR معمولی تکثیر می گردد، ۵ هزار نوکلئوتید (kb 5) و در روش های بهینه شده تا ۲۰ هزار نوکلئوتید (kb 20) می باشد.با این تعریف، PCR همانند یک دستگاه فتوکپی عمل می کند که بوسیله آن می توان صفحاتی از کتاب ژنوم هر موجود را به تعداد دلخواه و مشابه نسخه اصلی (البته در مواردی همراه با خطاهای جزئی) تکثیر نمود.اساس این روش بسیار ساده بوده و مانند واکنش همانندسازی DNA در موجودات زنده توسط آنزیم DNA پلیمراز صورت می گیرد. در موجودات زنده، مجموعه ای از چند پروتئین و آنزیم در فرآیند همانند سازی DNA نقش دارند در حالی که در واکنش PCR تنها نوع خاصی آنزیم DNA پلیمراز مقاوم به حرارت به نام Taq polymerase به همراه بافر، کلرید منیزیم و نوکلئوتیدها جهت تکثیر قطعات DNA استفاده می شود.مخترع واکنش PCR کَری مولیس (Kary Mullis) می باشد که در سال ۱۹۸۳ این روش را جهت تکثیر DNA معرفی کرد. قبل از این کشف، ساخت قطعات DNA با روش های کند و پر هزینه شیمیایی انجام می گرفت. به دلیل اهمیت این اختراع، کاربردهای فراوان و نقش ارزنده آن در پیشرفت علم ژنتیک و زیست شناسی مولکولی، وی جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۹۳ دریافت کرد.واکنش PCR به طور روزمره در اکثر آزمایشگاه های تشخیصی و تحقیقاتی استفاده می شود و در موارد بسیاری مثل شناسایی و جداسازی ژن ها، کلونینگ، طبقه بندی و شناسایی موجودات زنده، تشخیص بیماری های ژنتیکی و حتی پرونده های جنایی و تعیین هویت کاربرد دارد. در حال حاضر و نزدیک به ۳۰ سال پس از کشف PCR، تحقیقات ژنتیک مولکولی بدون استفاده از این تکنیک قابل تصور نیست.سازوکار (برنامه) واکنش PCRاساس واکنش PCR جهت تکثیر توالی DNA دو رشته ای، تغییرات دمایی می باشد. در ابتدا پیوندهای هیدروژنی دو رشته توالی DNA با حرارت (۹۴-۹۵ درجه سلسیوس) شکسته و دو رشته از یکدیگر جدا می شوند. سپس دمای واکنش پایین آورده می شود (معمولاً ۵۰ تا ۶۰ درجه سلسیوس). در این مرحله، دو قطعه کوتاه DNA تک رشته ای (معمولاً بین ۱۸ تا ۳۰ نوکلئوتید) که دقیقاً مشابه دو طرف قطعه DNA مورد نظر برای تکثیر طراحی و ساخته شده اند (با نام پرایمر یا آغازگر)، به توالی های مکمل خود در دو رشته باز شده DNA متصل می گردند. این دو قطعه انتهای ۳’ آزاد جهت فعالیت آنزیم DNA پلیمراز را فراهم می نماید، کاری که در همانند سازی در موجودات زنده توسط آنزیم پریماز و توالی اولیه ساخته شده توسط آن انجام می گیرد. در مرحله بعد، دمای واکنش تا ۷۲ درجه سلسیوس (دمای مناسب آنزیم Taq polymerase) افزایش یافته و عمل تکثیر قطعه DNA مورد نظر بین دو پرایمر با استفاده از نوکلئوتیدهای موجود، توسط آنزیم Taq polymerase مقاوم به حرارت انجام می پذیرد. این ۳ مرحله بین ۲۵ تا ۴۰ بار تکرار می شود که به آن چرخه های PCR می گویند.مرحله اول: واسرشت سازی (Denaturation)، ۳۰ تا ۶۰ ثانیه عمل انجام شده در این مرحله: جدا شدن دو رشته DNAمرحله دوم: اتصال (Annealing)، ۳۰ تا ۶۰ ثانیه عمل انجام شده در این مرحله: اتصال پرایمرها به نواحی مکمل روی DNA و تعیین محدوده تکثیر قطعه DNAمرحله سوم: گسترش (Extension یا Elongation)، به ازای هر ۱۰۰۰ نوکلئوتید طول قطعه ۶۰ ثانیه عمل انجام شده در این مرحله: تکثیر قطعه DNA مورد نظراجزا واکنش PCRدر یک واکنش PCR از نمونه DNA، آنزیم Taq polymerase، پرایمرها، بافر، یون منیزیم، نوکلئوتیدها و آب حضور استفاده می شود. توضیحات مربوط به هر یک از این اجزا در ادامه ارائه شده است:- نمونه DNA (الگو)تکثیر از روی نمونه DNA انجام می شود. این نمونه می تواند، قطعه ای DNA، محصول استخراج DNA ژنومی، DNA پلاسمیدی یا حتی محصول PCR دیگری باشد. معمولاً حدود یک نانوگرم از DNA پلاسمیدی یا فاژی یا یک میکروگرم از DNA ژنومی برای یک واکنش PCR کافی است. بیش از این مقدار، باعث تولید محصولات غیر اختصاصی (قطعات DNA دیگری غیر از قطعه مورد نظر) شده و مقدار کم نمونه DNA نیز باعث کاهش دقت واکنش PCR یا عدم تکثیر قطعه مورد نظر می گردد. کیفیت نمونه DNA نیز مهم است به طوری که باقی ماندن ترکیبات مورد استفاده در مرحله استخراج DNA مثل فنل و EDTA، باعث کاهش فعالیت آنزیم Taq polymerase و عدم حصول نتیجه مورد نظر می گردد. همچنین آلوده شدن واکنش PCR با مقادیر بسیار اندک DNA از هر منبع دیگری، به دلیل حساسیت فوق العاده این تکنیک، ممکن است به تولید قطعات غیر قابل انتظار بیانجامد.- آنزیم Taq polymeraseاین آنزیم برای تکثیر قطعات کمتر از سه هزار جفت باز توصیه شده و پر مصرف ترین آنزیم مورد استفاده در PCR می باشد. به طور معمول حدود یک واحد از این آنزیم در ۵۰ میکرو لیتر از واکنش PCR استفاده می شود. اگر نمونه DNA حاوی مواد ممانعت کننده PCR باشد، می توان این مقدار را دو تا سه برابر افزایش داد ولی مقادیر بالاتر آنزیم باعث تولید محصولات غیر اختصاصی می گردد. گرچه دمای مناسب برای این آنزیم ۷۲ درجه سلسیوس می باشد ولی چون این آنزیم در دمای معمولی نیز قادر به تکثیر می باشد برای جلوگیری از اتصال قطعات پرایمر به نقاط دیگری روی توالی نمونه DNA و امکان تولید قطعات غیر اختصاصی، توصیه می شود که تمامی مراحل آماده سازی واکنش PCR بر روی یخ صورت گیرد.- نوکلئوتید ها چهار نوکلئوتید تشکیل دهنده قطعه DNA از اجزا واکنش PCR می باشند که به عنوان واحد های ساختمانی مورد نیاز در ساخت قطعه DNA استفاده می شوند. غلظت مورد نیاز از هر یک از نوکلئوتیدها برای واکنش PCR یکسان و برابر ۲۰۰ نانو مولار می باشد. برای این منظور از مخلوط های آماده واجد هر چهار نوکلئوتید که با غلظت های مختلف مثل دو میلی مولار، ۱۰ میلی مولار و ۲۵ میلی مولار موجود است، استفاده می شود. به طور مثال، در یک واکنش ۵۰ میکرو لیتری PCR باید ۵ میکرو لیتر از مخلوط دو میلی مولار نوکلئوتیدها برای دستیابی به مقدار مورد نیاز در واکنش استفاده کرد.- بافر مهمترین نقش بافر PCR تنظیم pH مناسب واکنش PCR و آنزیم Taq polymerase می باشد. اجزای این بافر نقش های دیگری نیز دارند از جمله کلرید پتاسیم که به اتصال پرایمر به DNA الگو (نمونه) کمک می کند.- یون منیزیم یون منیزیم یکی از اساسی ترین اجزا واکنش PCR می باشد. انواع مختلف آنزیم DNA polymerase برای فعالیت خود به این یون نیاز دارند و این یون برای اتصال پرایمر و قطعه DNA لازم است. برای تکثیر با Taq polymerase این یون عمدتاً به صورت ترکیب کلرید منیزیم در واکنش PCR استفاده می شود. این ترکیب گاهی در همان بافر PCR قرار داده می شود ولی از آنجا که برای برخی واکنش های PCR لازم است که غلظت این یون تغییر نماید، این ترکیب به طور جداگانه تهیه و به واکنش PCR افزوده می شود.غلظت بهینه یون منیزیم در واکنش PCR یک تا چهار میلی مولار است. غلظت بالاتر از این مقدار باعث تکثیر قطعاتی غیر از قطعه مورد نظر (قطعات غیر اختصاصی) شده و غلظت پایین این یون نیز ممکن است به کاهش کارایی واکنش و میزان تولید قطعه مورد نظر منجر شود.- پرایمرها غلظت بهینه پرایمرها برای واکنش PCR از ۱۰۰ نانو مولار تا یک میکرو مولار متغییر است. غلظت بیش از این، منجر به تولید قطعات غیر اختصاصی می شود. طراحی پرایمر نیازمند دقت فراوانی است و مرحله بسیار مهمی در امکان پذیر شدن و صحت تکثیر قطعه مورد نظر دارد. دمای مرحله اتصال در برنامه PCR به توالی پرایمرها ارتباط دارد.وسایل مورد نیاز برای واکنش PCRحداقل وسایل مورد نیاز برای انجام واکنش PCR، دستگاه ترموسایکلر (ایجاد کننده چرخه های دمایی)، میکرو پیپت، ظرف یخ و وسایل یکبار مصرفی مانند تیپ (جز پلاستیکی که برای کشیدن محلول به میکرو پیپت متصل می شود) و ویال (لوله های درب دار کوچک، در دو اندازه بر اساس گنجایش آنها یعنی ۲۰۰ و ۵۰۰ میکرو لیتر، که واکنش PCR در آنها انجام می شود) و ظروف نگهداری آنها می باشد.دستگاه ترموسایکلر برای ایجاد دماهای مختلف در مدت زمان مورد نظر، قابل برنامه ریزی می باشد. قبل از تولید این دستگاه، دانشمندان برای انجام PCR از سه حمام آب گرم با دماهای مختلف استفاده می کردند که کار بسیار پر زحمتی بود.میکرو پیپت برای برداشتن مقادیر اندک مورد نیاز برای واکنش PCR در مقیاس میکرو لیتر استفاده می شود. بر روی این دستگاه که کار کردن با آن بسیار راحت است، تیپ های یک بار مصرف قرار داده می شود و بدین وسیله حجم مورد نظر از آن برداشته و به واکنش PCR افزوده می شود.


برچسب‌ها: گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک, آموزش PCR
 |+| نوشته شده در  ساعت 9:12  توسط رضا  | 

به حرکت ذرات در یک مایع تحت میدان الکتریکی گویند.

دستگاه الکتروفورز

به سبب اینکه ماکرومولکول های زیستی مانند DNA و پروتئین باردار هستند می توان با قرار دادن آنها در یک میدان الکتریکی آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی ,وزن مولکولی و بار الکتریکی تفکیک کرد.برای این منظور از روشی به نام الکتروفورز استفاده می شود.روش های مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکول ها اعم از اسید نوکلئیک یا پروتئین ها ابداع شده است.الکتروفورز ژل از یک محیط نیمه جامد (ژل) به عنوان فاز ثابت استفاده میشود

این نوع الکتروفورز بر حسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی اکریل آمید (PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم میشود.الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالایی بوده و برای تفکیک پروتئین ها و اسیدهای نوکلئیک به کار گرفته می شود. به منظور بررسی پروتئین ها با استفاده از PAGE به سبب اینکه پروتئین ها دارای بار مختلف هستند,معمولا برای اینکه تفکیک فقط بر اساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده ی شیمیایی SDS (سدیم دو دسیل سولفات) اضافه می شود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی است این ماده باعث واسرشت شدن پروتئین ها شده و به آنها متصل می شود. به ازای هر دو اسید آمینه یک مولکول SDS به پروتئین متصل می شودکه باعث القا بار منفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می شود.هرچه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک می نماید. با توجه به اندازه مولکول پروتئین غلظت ژل متفاوت است.

برای تفکیک اسید های نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می شود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریع تر و آسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر میگیرد. معمولا برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگ تر از ۵۰۰ جفت باز) در صورتیکه هدف صرفا بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است.برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته ای و قطعات DNA تک رشته ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می شود.قدرت تفکیک ژل های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال برای تفکیک قطعاتی به اندازه ۱۰۰ جفت باز از آگارز ۳% و برای قطعات حدود ۲۰۰۰ جفت باز از آگارز ۸/۰% استفاده می شود. در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشته ای باشد از مواد واسرشت کننده نظیر اوره , فرمالدهید یا فرمامید در ژل هم زمان با الکتروفورز استفاده می شود. به این نوع ژل ها ژل واسرشت کننده می گویند. چنین ژل هایی پیچ و تاب های اسید نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول ها فقط بر اساس طول و نه ساختار دوم انجام می شود. در این ژل ها مولکول های کوچک تر در مقایسه با مولکول های بزرگ تر سریع تر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی می کنند. از روش PAGE برای بررسی جهش ها و تعیین توالی DNA استفاده می شود.


برچسب‌ها: گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک, الکتروفورز, electrophoresis
 |+| نوشته شده در  ساعت 9:9  توسط رضا  | 

 

یک پسر ۴ ساله مبتلا به فاویسم که زردی در صلبیه چشمانش کاملا مشخص است

فاویسم بیماری است که در اثر نقص آنزیم گلوکز ۶ فسفات دهیدروژناز به وجود می آید.کمبود گلوکز ۶ فسفات دهیدروژناز (یک آنزیم وابسته به جنس linked-x و محلول در آب ) شایعترین بیماری است که باعث نقص آنزیمی می شود.

(تخمین زده می شود ۴۰۰ میلیون نفر در کل مبتلا باشند) در آمریکایی از آلل ه (گونه A ) به میزان ۱ نفر در هر ۲۰ نفر مردان سیاه پوست یافت شده است.با توجه به ۳۰۰ گونه توصیف شده چنین به نظر می رسدکه کمبود G6PD ناهمگون ترین اختلال ژنتیکی باشد که تاکنون تشخیص داده شده است .به نظر می رسد شیوع بالای ژن گونه های مختلف G6PD در بعضی از جمعیت ها ناشی از این حقیقت باشد که کمبود G6PD همانند هموگلوبین سلول داسی شکل و تالاسمی تا حدی باعث محافظت در برابر مالاریا می گردد.در ابتدا این اختلال آنزیمی وقتی مورد توجه قرار گرفت که دیده شد داروی ضد مالاریا در مردان سیاه پوست (که بعدا مشخص شد مبتلا به کمبود G6PD هستند) ایجاد آنمی همولیتیک می کند.مکانیزم این آنمی همولیتیک ناشی از دارو به طور قابل قبولی مشخص است.یکی از محصولات G6PD یعنی NADPH عمده ترین منبع اکی والان های احیا کننده در گلبول قرمز است.NADPH این سلول را بوسیله تولید مجدد گلوتاتیون احیا شده از شکل اکسیده آن در مقابل آسیب اکسیداتیو محافظت می کند.در کمبود G6PD داروهای اکسید کننده مانند پریماکین باعث تهی شده سلول از گلوتاتیون احیا شده و تخریب اکسیداتیو پس از آن باعث همولیز می گردد.ترکیبات مضر دیگر شامل آنتی بیوتیک های سولفونامیدی ,سولفونها مثل dapsone (که در درمان جذام و عفونت پنوموسیتیس کارینی به مقدار زیادی مصرف می شود),نفتالین (ضد بید) و چند داروی دیگر می باشند.

نقش بعضی از دروهای دیگر در ایجاد همولیز در کمبود G6PD نامشخص است چرا که اهمیت فاکتورهای دیگری در این مورد نامشخص می باشد,این فاکتورها عبارتند از فاکتورهای ژنتیکی مثل تفاوت های نژادی و فردی در فارماکوکینتیک ناشی از مقیاس های ژنتیکی و معیارهای غیر ژنتیک (مثل عفونت که خود می تواند در انواع شدید کمبود G6PD ایجاد همولیز کند).فاویسم یک آنمی همولیتیک شدید ناشی از خردن باقلا است که از زمان های گذشته در قسمت هایی از منطقه مدیترانه شناخته شده بوده است علت این بیماری کمبود شدید G6PD می باشد.این نقص آنزیمی سلول ها را مستعد اثر مواد اکسید کننده موجود در باقلا می کند.در مناطقی که گونه های شدید این بیماری مثل آلل مدیترانه ای شایع هستند,یکی از علل عمده ی یرقان نوزادان (Neonatal jaundice ) و آنمی همولیتیک غیر اسفرولیتیک مادرزادی این بیماری است.آلل های غیر طبیعی شایع در سیاهان آمریکا و ناحیه مدیترانه در الکتروفورز با سرعتی مشابه سرعت گونه ها A و B حرکت می کنند ,ولی دارای فعالیت کمتری می باشند و به همین علت به ترتیب Aˉ و Bˉ نامیده شده اند.گرچه کمبود G6PD ر مردان سیاه شایع تر است ولی تعداد محسوسی از زنان سیاه پوست آمریکایی (حداقل ۱ در ۴۰۰ ) از نظر ژنتیکی Aˊ \Aˉ بوده و از نظر بالینی مستعد همولیز ناشی از داروها می باشند.در گونه Aˉ علاوه بر کاهش فعالیت کاتالیتیک ناپایداری آن نیز از فاکتورهای عمده در ایجاد پاسخ پاتولوژیک به خوردن دارو است.ساخت پروتئین Aˉ بوسیله جهش بی تغییر می ماند,اما به علت اینکه این مولکول نسبتا پایدار است با پیر شدن گلبول قرمز میزان آن بسیار سریعتر از حالت طبیعی کاهش می یابد.پس از خوردن دارو بیماران دارای این آلل تنها در زمان لازم برای تخریب آن قسمت از گلبول های قرمز پیر که به علت مسن شدن مقدار قابل توجهی از فعالیت G6PD را از دست داده اند,دچار همولیز می شوند (معمولا حدود یک هفته ) حتی در صورت ادامه یافتن داروی قبلی مرحله همولیتیک به انتها می رسد چرا که سلول های جدیدی در پاسخ به همولیز تولید شده اند بمیزان کافی حاوی G6PD جهت ممانعت از تخریب اکسیداتیو می باشند.

علائم بالینی فاویسم:

رنگ پریدگی,تغییر در رنگ ادرار,تهوع و استفراغ,بی حالی و گاهی کاهش سطح هوشیاری,شوک,اسکلرای ایکتریک,تاکیکاردی,تاکی پنه,افت فشار خون,نارسایی حاد کلیه در موارد پیشرفته

بیماری گلبول های قرمز پیر را بیشتر از سلول های جوان مبتلا می کند.زیرا میزان این آنزیم در گلبول های قرمز جوان و رتیکلوسیت ها بیشتر است.

نشانه های آزمایشگاهی:

آنمی,ایکنر,رتیکولوسیتوز,دیدن Heinz body ,کومبس مستقیم منفی,هموگلویبنوری,Bite cell

برخی مواقع بیماران نقص فعالیت آنزیمی را در تست های رایج آزمایشگاهی در زمان همولیز نشان نمی دهند چون در گلبول های قرمز جوان میزان این آنزیم بالاست و ممکن است در موقع حمله حاد که گلبول های قرمز جوان وارد جریان خون می شوند فعالیت آنزیمی طبیعی گزارش شود.در این گونه بیماران پس از سپری شدن یک نیمه گلبول های قرمز (۲ تا ۳ ماه بعد) تکرار می شود.

تشخیص:

تشخیص با اندازه گیری سطح آنزیم G6PD در گلبول های قرمز است با انجام آزمایش های PBS / Retic.count /Bill /U / A /

CBC(Hb,Hct)

درمان:

این بیماری درمان قطعی ندارد و تنها اقدام موثر پیشگیری از بروز حمله همولیز با پرهیز از مواجهه با مواد اکسیدان و در صورت بروز حمله مراجعه سریع به پزشک جهت اقدامات نگهدارنده و حمایتی جهت پیشگیری از عوارض همولیز است.فردی که دچار همولیز می شود پس از تخریب گلبول های قرمز خونش ,گلبول های قرمز جوان وارد گردش خونش می شوند که همین پدیده جوان شدن گلبول های قرمز خون بیماری را تا حدی کنترل می کند و افراد بستری در بیمارستان بیشتر از نظر میزان آب و نمک مورد کنترل قرار می گیرند و در صورت نیاز به آنها خون تزریق می شود.

نحوه توارث:

یک بیماری وابسته به ایکس و مغلوب است به همین دلیل این بیماری در پسرها شایع تر است چون پسره فقط دارای یک کروموزم ایکس و دختران دارای ۲ تا از این کروموزوم هستند بنابراین اگر ژن آنزیم نام برده شده نقص داشته باشد پسران بیشتر گرفتار می شوند.اگر دو کروموزوم ایکس دختران گرفتار نقص این ژن باشد یا اگر کروموزوم ایکس سالمشان نتواند دختر را در مقابل ایکس معیوب سالم نگه دارد دختران هم به این بیماری مبتلا می شوند ولی تعداد مبتلایان پسر خیلی بیشتر است.تمامی دختران یک پدر مبتلا حامل هستند اما تمام پسران این پدر غیر مبتلا خواهند بود.احتمال آنکه دختران حامل علائم بالینی داشته باشند پایین می باشد زیرا غیر فعال شدن کروموزوم ایکس (قانون لیون) به میزان کافی ناشایع می باشد

عواملی که در مبتلایان به کمبود آنزیم G6PD همولیز ایجاد می کند:

باقلا به هر شکل موجود

آنالوگ های ویتامین K

داروهای ضد مالاریا:کلرولین , پریماکین,پاماکین,کیناکرین,کینین

سولفونامیدها:کوتریموکسازول(تری متوپریم- سولفومتوکسازول),نالیدیکسیک اسید (نگرام),سولفاستامید,سولفادیازین,سولفی سوکسازول

ترکیبات نیتروفوران:فورکسون ,فورورانتین ,فورابن,نیتروفورانتیوئین,فورازولیدون,نیتروفورازون (فوراسین),سپتاپرین

داروهای متفرقه: متیلن بلو,پروبنسید,استیل سالیسیلیک اسید,فنازوپریدین,فنیل هیدرازین,بنزن نفتالین,ایزونیازید,آسپرین,آنتی پیرتیک ها,بلودو متیلن,استامینوفن


برچسب‌ها: گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک, کبیماری فاویسم, کمبود آنزیم گلوکز ۶ فسفات دهیدروژناز
 |+| نوشته شده در  ساعت 9:8  توسط رضا  | 

کاریوتایپ تستی است برای تعیین اندازه, شکل و تعداد کروموزومها در یک سلول. افزایش, کاهش یا اشکال غیرطبیعی قطعات کروموزومی می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در رشد, تمایزو اعمال مختلف بدن یک فرد شود

کروموزوم های سلول در حال تقسیم انسانی را به آسانی می توان در مراحل متافاز یا پیش متافازی تجزیه و تحلیل کرد.طی این مراحل کروموزوم ها زیر میکروسکوپ به شکل یک گستره ی کروموزومی ظاهر می شوند و هر کروموزوم مرکب از دو کوماتید است که د محل سانترومر به هم پیوسته اند.هر کروماتید شامل مارپیچ دوگانه ای از DNA است.سانترومر یا فرورفتگی اولیه به عنوان ناحیه ای که به رشته های دوک متصل می شود در تقسیم سلولی مهمی ایفا می کند.سانترومر یک شاخص استاندارد سیتوژنتیکی است که کروموزوم ها را به دو بازوی یکی بازوی P (از petite به معنی کوچک) و دیگر q تقسیم می کند.بازوهای هر کروموزومی با شماره های کروموزومی که علایم p و q به دنبال آنها می آیند نشان داده می شوند.برای مثال IIP به معنی بازوی کوتاه کروموزوم شماره II و yq به معنی بازوی بلند کروموزوم y است.کروموزوم های انسان بر حسب محل سانترومر به سه نوع دسته بندی می شوند:

۱-متاسانتریک کروموزومی است که دو بازوی کم و بیش مساوی دارد.

۲-ساب متاسانتریک با یک سانترومر دور از مرکز کروموزومی است که آشکارا بازوهایی با مدل متفاوت دارد.

۳-آکروسانتریک کروموزومی با سانترومر نزدیک به انتهاست.

نوع چهارمی از کروموزوم های موسوم به تلوسانتریک که سانترومری واقع در یک انتها دارد در انسان دیده نمی شود ولی سایر گونه ها نوع رایجی است برای مثال کروموزوم های موش تلوسانتریک اند.

کروموزوم های آکروسانتریک انسان (کرومووم های ۲۲,۲۱,۱۵,۱۴,۱۳ )توده های کروماتینی کوچکی مشهود به ماهواره دارند که با یک بند باریک (فرورفتگی ثانویه )به انتهای بازوی کوتاه آنها متصل اند.بندهای این پنج زوج کروموزوم حاوی ژن های مربوط به سنتز RNA ریبوزومی (r RNA ) نوع ۱۸S و ۲۵S هستند.

روش های رنگ آمیزی در تحلیل روزمره:

تعدادی از شیوه های بندینگ به طور روزمره برای شناسایی کروموزوم و تجزیه و تحلیل ساختار کروموزومی در آزمایشگاه های سیتوژنتیک کاربرد دارند.

G بندینگ :

در این تکنیک که گسترده ترین کاربرد را دارد کروموزوم ها را پس از تاثیر دادن تریپسین توسط گیمسا رنگ آمیزی می کنند.هر زوج کروموزومی با الگوی اختصاصی از بندهای روشن و تاریک (بندهای G ) رنگ می پذیرند.

Q بندینگ :

این شیوه مستلزم رنگ آمیزی با کویناکوین فردل یا ترکیبات وابسته آن و مشاهده توسط میکروسکوپ فلوئورسانس است.کروموزوم ها با الگوی ویژه ای از بندهای درخشان و تیره (یندهای a) رنگ می گیرند بندهای درخشان Q تقریبا درست با بندهای تاریک G مطابقت دارند.

R بندینگ:

اگر کروموزوم ها را پیش از رنگ آمیزی با گیمسا تحت تاثیر گرما قرار دهند بندهای تاریک و روشن (بندهای R )حاصل وضعیتی معکوس الگوی به دست آمده با رنگ آمیزی G و Q پدید می آورد.این تکنیک شیوه ی استاندارد در بسیاری از آزمایشگاه ها به ویژه در اروپا است.

روش های ویژه:

تعدادی از تکنیک های کشت و رنگ آمیزی کروموزومی برای وضعیت های ویژه کاربرد دارند که عبارتند از:

C بندینگ:

این شیوه به ویژه در رنگ آمیزی ناحیه ی سانترومری کروموزوم ها و نواحی شامل هسته و کروماتین (یعنی بخش های از کروموزوم های ۱۶q,9q,1q که در مجاورت سانترومر قرار دارند و نیز بخش yq )به کار میرود.هتروکروماتین نوعی کروماتین است که خاصیت آن باقی ماندن به حالت متراکم است و در سلول هایی که در حال تقسیم نیستند (در سلول های اینترفازی ) به تیرگی رنگ می پذیرند.


برچسب‌ها: گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک, کاریوتیپ
 |+| نوشته شده در  ساعت 9:7  توسط رضا  | 

مقدمه: کروموزوم پلی‌تن، کروموزوم غول پیکری است که در غدد بزاقی مگس سرکه وجود دارد و به دانشمندان کمک می‌کند تا تغییرات ژنتیکی را بررسی کنند و از تقسیمات سلولی ایجاد می‌شود که طی آن DNA همانندسازی می‌کند ولی تقسیم هسته و سلول صورت نمی‌گیرد. با قرار گرفتن DNAها در کنار هم اجتماع غول پیکری از ۱۰۰۰ مولکول DNA حاصل می‌شود که با میکروسکوپ نوری قابل مشاهده است.

مگس سرکه یا دروزوفیلا ملانوگاستر، حشره ای با دگردیسی کامل است که دارای چهار مرحله ی اصلی در چرخه زندگی خود می باشد: جنین، لارو، شفیره و بالغ. در مرحله ی لاروی، ارگانیسم با انرژی بالایی به ذخیره مواد غذایی برای رشد سریع در اندازه و ویژگی های بدنی خود می پردازد. در این مدت، غدد بزاقی باید به اندازه ی کافی بزرگ بوده و تکامل و تکوین کامل یافته باشند تا بتوانند ذخایر کافی از آنزیم های بزاقی مسئوول هضم مواد غذایی را دارا گردند. غدد بزاقی دروزوفیلا و برخی دیگر از حشرات، به جای افزایش تعداد سلول های خود برای رشد قادرند حجم و توده ی سلولی خود را افزایش دهند.

غدد بزاقی دارای ویژگی های زیر می باشند

· بصورت جفت در لارو مگس قرار دارند و از نظر اندازه و شکل به یکدیگر شباهت دارند.

· زیر میکروسکوپ استرئو، ظاهری نیمه شفاف و تا حدودی براق دارند.

· هر یک از این دو غده دارای یک توده چربی کدر در اطراف خود می باشند.

بعد از اینکه در اوایل دوره ی لاروی، تعداد اولیه سلول ها ی غدد بزاقی تشکیل شد، آنگاه تقسیم سلولی متوقف می گردد. همزمان با افزایش اندازه ی سلول ها، هسته های سلولی نیز رشد می کنند. در این زمان، کروموزوم ها بطور مکرر بدون تقسیم سلولی همانندسازی انجام می دهند. و تعداد زیادی کروماتید های خواهری تولید می کنند که به یکدیگر به صورت سیناپس شده باقی می مانند. علاوه بر افزایش حجم هسته سلول ها و در نتیجه افزایش حجم توده سلولی، این سلول ها دارای توانایی متابولیکی بسیار بالایی هستند. زیرا نسخه های زیاد از هر ژن، سطح بیان ژنی را افزایش می دهد. اگرچه علت دقیق این مکانیسم غیر معمول، مشخص نیست اما به نظر می رسد که این فرایند همانندسازی مکرر، یکی از موثرترین راه ها در تولید آنزیم های بزاقی موردنیاز برای رشد و تکوین لاروها به حساب می آید.

از آنجایی که خود سلول های بزاقی تقسیم نمی شوند، هسته های آنها فرآیند میتوزی را انجام نمی دهند. به همین دلیل، کروموزوم ها در یک مرحله از اینترفاز طولانی مدت از چرخه ی سلولی باقی می مانند و تا حد ممکن بصورت کشیده شده قرار می گیرند. از آنجایی که هریک از این کروموزوم ها از تعداد بسیار زیادی زنجیره پلی نوکلئوتیدی تشکیل شده اند به آنها “کروموزوم های پلی تن” گفته می شود. پلی تن به معنای ” تعداد فراوانی رشته” می باشد. کروموزوم های پلی تن به علت اینکه کشیده شده اند و از میزان بسیار زیادی رشته ی DNA تشکیل می شوند، به آسانی زیر میکروسکوپ نوری قابل مشاهده اند.

این کروموزوم ها اولین بار در سال ۱۸۸۱ توسط Balbiani در غدد بزاقی حشره کوچک Chironomus مشاهده شد، اما ماهیت وراثتی این ساختار ها مورد بحث بود تا زمانیکه در سال ۱۹۳۰ دو فرد به نام های Emil Heitz و Hans Bauer این کروموزوم ها را در دروزوفیلا ملانوگاستر مورد مشاهده قرار دادند. در واقع، این کروموزوم ها در بافت های ترشحی سایر حشرات دو بال مثل لوله های مالپیگی در Sciara و همچنین در پروتیستا، گیاهان، پستانداران و یا در سلول های بعضی حشرات دیده می شود.

یکی از ویژگی های مهم این کروموزوم ها این است که در زیر میکروسکوپ دارای نوارهای تیره و روشن فراوانی هستند که شباهت زیادی به بارکد کالاها دارد. این نوارها برای هر کروموزوم ، منحصر به فرد است. نوار های تیره (Band) نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که DNA درآنجا تراکم بالایی پیدا کرده و نوار های روشن ((Interband نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که تراکم رشته های DNA در آنجا کمتر است. این نوارها، مناطق اختصاصی قابل رویتی را ایجاد می کنند که برای شناسایی مکان یک ژن خاص روی کروموزوم، جایگاه نوآرایی های کروموزومی و یا محل حذف های رخ داده روی توالی های ژنی بسیار مناسب اند. نوارهای تیره و روشن هر دو دارای ژن هایی هستند و هنگامی که یک ژن فعالانه رونویسی می شود، مناطقی بنام «پاف» (Puff) در ناحیه ی لوکوس ژن در حال رونویسی روی کروموزوم ایجاد می شود. پاف ها نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که در آن رشته های DNA ، شکل مارپیچی (coiling) –تراکم زیاد- خود را از دست داده و در نتیجه برای انجام عمل رونویسی مناسب شده و توالی ها قابل دسترس گشته اند. پاف ها در نتیجه ی تغییرات ساختاری در کروموزوم های پلی تن ایجاد می شوند. یک کروموزوم پلی تن در مراحل پایانی لاروی دارای تعداد پاف های زیادی در باند های مختلف است. تا ۴۰ سال عقیده بر این بود که این پاف ها ناشی از فعالیت های ژنی است و چندی بعد آنها را توالی های فعال موقتی در ژن معرفی کردند. الگوهای موقتی تشکیل پاف در غدد بزاقی لارو با تزریق هورمونی بنام «اکدیزون» (ecdysone) که نوعی هورمون محرک برای پوست اندازی لارو است، قابل القاست. این عمل تحت کنترل رسپتور اکدیزون صورت می گیرد. تعداد کمی از ژن ها مدت اندکی بعد از رویارویی با اکدیزون تشکیل پاف می دهند و تعداد بیشتری از ژن ها (بیش از ۱۰۰ ژن) بعد از چند ساعت در برابر اکدیزون واکنش نشان می دهند. فرض بر این است که طول مدت تشکیل پاف، نشانگر سلسله فرآیند های ژنتیکی برای فعال سازی ژن هاست. پاف های جدید مستقل از سنتز پروتئین هاست اما پاف های قدیمی تر به سنتز قبلی پروتئین ها احتیاج دارند.

در سال های اخیر، در محل باندها، عوامل رونویسی و پروتئین های کروموزومی شناسایی شده اند. محققان معتقدند که اتصال این پروتئین ها دارای اهمیت کاربردی برای کروموزوم است و نقش این پروتئین ها را در تنظیم بیان ژنی نشان می دهد. نمونه ای از اتصال پروتئین های ویژه به کروموزوم پلی تن، پروتئین CHD1 یا (Chromo-ATPase/helicase-DNA-binding domain) می باشد. پروتئین هایی که با CHD1 از طریق ناحیه ی هلیکاز در ارتباط اند، بصورت کمپلکس های مولتی پروتئینی وجود دارند. برای مثال، محققان معتقدند که پروتئین های SNF2/SWI2/Brm در تغییر شکل دادن وابسته به ATP کروماتین نقش دارند. آنتی بادی های CHD1 ، این پروتئین را در ناحیه کم تراکم کروماتین (Interband) و همچنین پاف های موجود در روی کروموزوم پلی تن غدد بزاقی متمرکز می کند. این مشاهدات نشان می دهد که CHD1 با عملکرد خود ساختار کروماتین را طوری تغییر می دهد که بیان ژنی را تسهیل نماید.

اما الگوهای دقیق پاف ها در دو مورد با هم تفاوت دارند:

· در انواع مختلف سلول ها که دارای کروموزوم پلی تن اند. (مثل غدد بزاقی و روده)

· با تغییر شرایط یک نوع سلول شکل پاف ها دچار تغیییر می شود. برای مثال، با تزریق هورمون اکدیوزون به یک حشره تغییرات قابل پیش بینی در پاف ها رخ می دهد.

هنگامی که با هورمون اکدیوزون، آنتی بیوتیک اکتینومایسین D نیز به پاف ها اضافه شود، مراحل تشکیل پاف متوقف شده و سنتز RNA کاهش می یابد. اکتینومایسین D دسترسی RNAپلی مراز را به DNA بلوکه می کند. ( Claus Pelling, Max-Planck انستیتو بیولوژی، Tubingen). الگوی تشکیل پاف در یک در طول زمان تغییر می کند. مثلا هر بار که لارو حشرات آماده پوست اندازی می شود، یک توالی خاص قابل پیش بینی برای تشکیل پاف ایجاد می شود.

همچنین افزایش دما نیز باعث تشدید تشکیل پاف های کروموزومی می شوند.

در سال ۱۹۳۵، کالوین بریجز الگوهای نواری کروموزوم های پلی تن در دروزوفیلا ملانوگاستر مشاهده کرده و از آنها تصاویر بسیار دقیقی تهیه کرد که نقشه های حاصل از بررسی های وی هنوز نیز از لحاظ علمی معتبر و قابل استفاده است. مطالعه و تحلیل الگوهای نواری کروموزوم پلی تن، اطلاعات فراوانی را در رابطه با ساختار عمومی کروماتین و بخش های فعال رونویسی در اختیار می گذارد.

در نقشه ژنتیکی استاندارد کروموزوم پلی تن که توسط Bridges به عنوان یک رفرنس ارائه شد، بازو های این کروموزوم به ۱۰۲ بخش (division) شماره گذاری شده تقسیم می شود. هر یک از پنج بازوی اصلی ( X, 2L, 2R, 3L, 3R) دارای ۲۰ بخش اند. فقط کروموزوم شماره IV دارای دو بخش است. کروموزوم شماره I یا کروموزوم X از ۲۰-۱ بخش، کروموزوم II از ۶۰-۲۱ بخش، کروموزوم III از ۱۰۰-۶۱ بخش و کروموزوم IV (کوچک ترین کروموزوم ها) از ۱۰۲-۱۰۱ بخش تشکیل شده است. هر یک از این بخش ها با یک نوار اصلی آغاز شده و به ۶ زیر بخش (subdivision) که با حروف A تا F نشان داده می شوند تقسیم می شوند و این ۶ زیربخش خود به بیش از ۱۳ زیر مجموعه خطی تیز تقسیم می شود. بنابراین، هر یک از نوارهای کرموزوم پلی تن با شماره ی بخش، زیربخش و شماره ی نوار آغازگر هر زیربخش شناسایی می شوند. Bridges حداقل تعداد نوارها را برای کروموزوم های غدد بزاقی مگس سرکه بصورت زیر اعلام کرد: ۵۳۷ نوار برای کروموزوم X ، ۱۰۳۲ نوار برای کروموزوم II، ۱۰۴۷ نوار برای کروموزوم III و ۳۴ نوار برای کروموزوم IV که در مجموع حداقل ۲۶۵۰ نوار برای کل ژنوم گزارش نمود. اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که تعداد این نوارها ۳۲۸۶ عدد می باشد. افزایش این رقم احتمالا به علت خطاهایی بوده که در آزمایشات قبلی وجود داشته است. (Sorsa, 1988) معمولا جایگاه بسیاری از ژن ها با تعیین میزان رزلوشن یا میزان تفکیک یک زیربخش و معمولا به همراه تخمین جایگاه عددی آنها شناسایی می شوند. (مثل ۴۲C7-9, 60A1-2). اگرچه تقسیمات کروموزوم پلی تن در کل رشته ی DNA وجود ندارد اما به طور میانگین، یک زیربخش حدود ۳۰۰ جفت باز از DNA و بین ۱۵ تا ۲۵ ژن را در بر می گیرد.

در این بررسی آزمایشگاهی بطور کلی ۳ هدف عمده دنبال می شود:

· جدانمودن غدد بزاقی از لارو سن III دروزوفیلا

· فراهم کردن اسمیر های (squash) مناسب از کروموزوم های پلی تن دارای نوار

· مشاهده کروموزوم پلی تن و پاف های موجود روی آن

مواد و روش ها:

برای مشاهده ی کروموزوم پلی تن، ابتدا یک لام میکروسکوپ آماده کرده و روی آن یک قطره اسید استیک۴۵% می ریزیم. یک لارو سن III برداشته و آن را به درون اسید روی لام منتقل می کنیم. سپس لام را زیر میکروسکوپ استرئو قرار می دهیم. بعد از تنظیم و وضوح تصویر، لارو در حال جنبش را تشریح می کنیم. با استفاده از دو سوزن تشریح، حرکت لارو را کنترل کرده ، یک سوزن را پشت لکه تیره دهانی لار به آرامی فرو می کنیم و سوزن دیگر را در نزدیکی ناحیه شکمی ثابت می کنیم. آنگاه به آرامی و با دقت دو سوزن را در جهت های مخالف هم حرکت می دهیم به طوری که سطح بدن در ناحیه کشش پاره شده و محتویات درون لارو در این ناحیه قابل مشاهده گردد. اگر با دقت محتویات بیرون ریخته را مورد مشاهده قرار دهیم دو غده ی بیضی شکل متقارن را خواهیم دید که به مواد کدر رنگی متصل اند. این دو غده همان غدد بزاقی و مواد کدر رنگ نیز چربی های همراه با آن اند. به کمک سوزن ها ی تشریح، غدد بزاقی را از مواد فرعی مانند اجسام چربی و لوله های گوارشی آن جدا نموده و آنها را به روی یک لام جدید منتقل می کنیم. در اینجا باید نهایت دقت لازم را بکار برد تا غدد بزاقی حین انتقال آسیب نبینند. سپس با تکه ای کاغذ صافی اسید اضافی را که احتمالا با غده ها منتقل شده حذف می کنیم.-کاغذ را با حفظ فاصله ی مناسب از نمونه روی قسمت آغشته به اسید لام می گذاریم تا اسید اضافی را به خود جذب کند. سپس چند قطره رنگ استواورسئین به غده ها ی بزاقی اضافه می کنیم و لام را در مکانی مناسب به مدت ۲۰-۱۵ دقیقه قرار می دهیم تا غده ها رنگ را جذب کنند. در این مرحله باید توجه کنیم که رنگ خشک نشود چون مراحل بعدی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بعد از رنگی شدن غده ها، دوباره با کاغذ صافی همانند مرحله پیش رنگ اضافی را از اطراف نمونه حذف کرده و یک لامل روی نمونه قرار می دهیم. و لام را در قسمت نمونه دارای لامل، لای کاغذ صافی قرار می دهیم. با انگشت شست با چند بار حرکت چرخشی روی نمونه، آنرا Squash کرده تا سلول ها له شده وکروموزوم ها ی پلی تن آنها به خارج سلول انتقال یابد و برای مشاهده مناسب شود. در این مرحله باید دقت لازم بعمل آید تا لامل حین حرکت انگشت جابجا نشود زیرا امکان شکستن کروموزوم ها در این حالت وجو دارد. بعد از این مرحله، لام را با بزگنمایی ۴۰× و ۱۰۰× زیر میکروسکوپ نوری مشاهده و بررسی می کنیم.

بحث و نتیجه گیری:

همانطور که در نتایج حاصل از رنگ آمیزی کروموزوم پلی تن دیده شد، این کروموزوم ها ، کروموزوم های غول پیکری هستند که سلول های خاصی از مگس سرکه وجود دارند. میکرو گراف زیر که توسط B.P.Kaufmann تهیه شده، کروموزوم های پلی تن را در سلول غده ی بزاقی مگس سرکه نشان می دهد.

· هر یک از ۴ جفت کروموزوم مگس، حدود ۱۰ بار همانندسازی مکرر DNA انجام می دهد.

· کروموزوم های همولوگ مادری و پدری و همچنین رشته های ناشی از همانندسازی مکرر با آرایش خاصی در کنار هم ردیف می شوند و نهایتا از ناحیه سانترومری خود به هم متصل می شوند که به این محل تلاقی «کروموسنتر» می گویند.

· در نتیجه هر کروموزوم از یک رشته بسیار ضخیم حاوی ۲۰۴۸ رشته ی مشابه DNA تشکیل شده است.

· این کروموزوم ها آنقدر بزرگ اند که می توان آنها را در طول مدت اینترفاز –حتی با میکروسکوپ نوری کم قدرت-نیز مشاهده کرد.

در واقع، تشکیل این کروموزوم ها ناشی از وقوع مکرر پدیده ی اندومیتوز داخلی است، که در آن DNA در مدت فاز S چرخه ی سلولی همانندسازی کرده اما چرخه سلولی را بطور کامل به اتمام نمی رساند یعنی سیتوکینز صورت نمی گیرد. پدیده آندومیتوز در گیاهان و جانوران مختلف رخ می دهد که بر اساس تفاوت در انجام بعضی مراحل ممکن است انواع گوناگونی را ایجاد کند:

· همانندسازی DNA با تکمیل میتوز اما بدون سیتوکینز

· همانندسازی مکرر DNA بدون تشکیل هسته جدید در تلوفاز. که منجر به یکی از دو حالت زیر می شود:

۱) پلی پلوئیدی: کروموزوم های همانندسازی شده ویژگی های اصلی مربوط به خود را حفظ می کنند.

۲) پلی تنی: کروموزوم های همانندسازی شده به شیوه ای معین در کنار همدیگر قرار گرفته و کروموزوم های غول پیکری را ایجاد می کنند.

۳) ایجاد شرایط متنوع و مختلف بین حالات ۱ و ۲

ویژگی پلی تنی در کروموزوم ها برای موجودات دارای آنها بسیار اهمیت دارد و منجر به افزایش مقادیر ژنی (gene amplification) می شود. داشتن تسخه های متعدد از یک ژن منجر به سطح بالای بیان ژنی می شود، به عبارت دیگر رونویسی و ترجمه به میزان بیشتری رخ می دهد که محصولات ژنی بیشتری را نیز تولید می کند. کروموزوم های پلی تن در همه سلول ها وجود ندارند بلکه در سلول هایی که از نظر متابولیکی فعال و از نظر اندازه بزرگ اند دیده می شوند.

این کروموزوم ها با تو جه به تصاویر حاصله دارای حدود ۵۰۰۰ زیربخش نواری تیره و روشن تقسیم می شوند. ژن ها ی مهم روی هر دو نوار تیره و روشن قرار می گیرند. اما آن دسته از ژن ها که در نواحی روشن قرار دارند فعالیت بیشتری هم دارند. مرز بین نوارهای تیره و روشن دارای عایق های ویژه است.

به علت این که کروموزوم های پلی تن نقش زیادی دز سنتز مولکول ها و پروتئین های موردنیاز موجودات دارند به میزان زیادی عمل رونویسی را انجام می دهند. این عمل در مناطق خاصی از بازو های کروموزومی که تراکم کمتری پیدا می کنند رخ می دهد. این مناطق«پاف» نام دارد. پاف ها فضایی هستند که در آنجا بخشی از تراکم اولیه کروموزومی از بین رفته و محل مناسب فضایی برای فعالیت های آنزیمی ایجاد شده است. بطور کلی، پاف ها در اثر فعالیت ژن های کدکننده عوامل رونویسی ایجاد می شوند. این پروتئین ها بعدا ز تولید به پروموتور های سایر ژن ها متصل شده و آنها را روشن می کند و منجر به ایجاد نواحی پاف در جایگاه های خاص ژنی می شود. . عوامل گوناگونی چون تاثیر بعضی هورمون ها، تغییرات دمایی و … بر تشکیل پاف موثرند و ممکن است آن را تشدید یا تضعیف کنند. پاف ها در روی کروموزوم ها ثابت نیستند بلکه با اتمام رونویسی یا اعمال آنزیمی در طول مدتی از زمان از بین خواهند رفت.


برچسب‌ها: گزارش کار آزمایشگاه ژنتیک, کروموزوم پلی تن مگس سرکه
 |+| نوشته شده در  ساعت 9:5  توسط رضا  | 

موضوع آزمایش :انگشت نگاری

وسایل مورد نیاز : استمپ ، ورقه انگشت نگاری ، زره بین (برای دقت بیشتر شمارش )

مقدمه :

الگوهای اثر انگشت از بروز 6 هفتگی است. در هفته 13 شروع به شکل گیری می کند و وقتی که نوزاد متولد شد 4 ماهه شد الگوی اثر انگشت شکل واقعی خود را گرفته اند و تا آخر عمر تغییری نمی کند.

- سه مدل اثر انگشت داریم که عبارتند از :

1) کمانی : 5 % افراد به طور متوسط کمانی هستند (عدم وجود مرکز و 3 خطی تعداد خطوط 0 )

2) کیسه ای : یک مرکز و یک 3 خطی دارد که در این نوع 69 % افراد از نوع هستند. (تعداد خطوط 1 )

3) پیچی : دارای یک مرکز و 2 تا سه خطی هستند که به طور میانگین 26% هستند. (تعداد خطوط 2 )

مرکز : جایی که خط ها به هم پیوسته اند و یک حالت دایره ای و بیضی دارند .

3 خطی : محلی که 3 خط در جهت مختلف و یک حالت مثلثی را بوجود آورده اند و نسبت به هم زاویه حدود 120 درجه دارند.

برای شمارش خط در کیسه ای از قسمت مرکز تا 3 خطی است اما برای پیچی بعلت اینکه 2 تا سه خطی دلرد باید سه خطیی در نظر گرفته شود که دورترین است که ( Ridge Count ) و به مجموع کل این Rc ها TRC می نامیم.

روش کار :

ابتدا انگستان را به استمپ زده و سپس بصورت 90 درجه انچشتان را روی ورقه می چرخانیم طوری که تمام خطوط تا 3 خطی کاملا واضح افتاده باشد و سپس نوع اثر انگشت را معلوم و بعد می شماریم پس از اتمام جمع کل را می نویسیم.

محاسبات :

دست چپ :

کیسه ای – پیچی – پیچی – پیچی – کیسه ای

11 – 15—17 – 16 – 11

مجموع : 70

دست راست :

کیسه ای - کیسه ای - کیسه ای – پیچی – کیسه ای

13 – 15 – 12 – 14 – 12

مجموع : 66

TRC : 136


برچسب‌ها: گزارش کار ژنتیک, انگشت نگاری
 |+| نوشته شده در  ساعت 21:29  توسط رضا  | 

موضوع آزمایش : موتانهای مگس سرکه

مقدمه :

همانطور که می دانیم مگس سرکه حشره ی کوچکی از راسته ی Diptera یا دو بالان خانواده ی Drosophilidae می باشد که ما در آزمایشگاه ژنتیک 1 آن را استفاده می کنیم که معمولا در اطراف شیرینی جات , مرباها , میوه های له شده به مقدار زیاد دیده می شوند.

در این جلسه ما مگس سرکه های متعددی مشاهده کردیم که در هر یک جهش ژنتیکه رخ داده بود و در کل هدف از این آزمایش مطالعه و بررسی موتانهای متفاوت در مگس های سرکه بود که به شرح زیر است:

شرح آزمایش :

5 عدد مگس سرکه که در هر یک جداگانه جهش متفاوت روی داده بود و در داخل یک پلیت بود را مشاهده کردیم و علاوه بر تشخیص نوع موتانهای آنها به تشخیص جنسیت آنها پرداختیم که به ترتیب زیر می باشد :

1) white (w) : در این نوع از جهش که ما مشاهده کردیم رنگ چشم مگس سرکه سفید برفی بود که این نوع جهش بسیار نادر بوده و به نسبت 1 به 300 هزار در محیطهای کشت ظاهر می شود وجنس این نمونه نر میباشد.

2) vestigial (vg) : در این نوع جهش ها که کاملا آسان تشخیص داده می شود و حتی با چشم غیر مسلح نیز قایل روئیت است بال ها به اندازه ی کافی و طبیعی رشد نکرده اند و مگس ها قادر به بقا نمی باشند و این جنس در پلیت مورد آزمایش ما ماده بود.

3) ebony (e) : در این نوع از جهش نیز رنگ بدن مگس سرکه سیاه براق می باشد و در مقایسه با تیپ وحشی بسیار تیره تر می باشد و قدرت بقای آنها نسبت به تیره ی وحشی 80% می باشد و نوع جنسیت این نمونه در پلیت ما نر بود.

4) scarlet (st) : رنگ چشم این نوع قرمز بسیار روشن و مایل به نارنجی می باشد و با چشم غیر قایل مسلح رویت می باشد و در مقایسه با تیپ وحشی که چشمی قرمز پر رنگ و تیره دارد کاملا قابل تشخیص می باشد. جنسیت این نمونه نر بود.

در کنار این مگس های سرکه ما یک نمونه تیپ وحشی هم داشتیم که جنس آن در پلیت ما ماده بود که نحوه ی تشخیس جنسیت را در جلسه گذشته مورد بررسی و آموختیم در این آزمایش هم به تکرار آن پرداختیم و از Sex comb ها در جنس های نر برای تشخیص جنسیت مگس ها استفاده می کردیم و رنگ چشم و بدن را نیز در گونه St ,e با تیپ وحشی مقایسه کردیم و تفاوت و نحوه ی تشخیص دادن آنها را از هم آموختیم.


برچسب‌ها: گزارش کار ژنتیک, موتانهای مگس سرکه
 |+| نوشته شده در  ساعت 21:28  توسط رضا  | 

همه چيز در مورد مگس سرکه

مگس سرکه یا مگس میوه ویا بهتر بگوییم Drosophila melanogaster مگسی است از زیرراسته مگسهای Brachycera و راسته دوبالان Diptera می‏باشدطول بدن این مکس 3-4 میلیمتر وبه رنگ های زرد ، قهوه ائی ، خاکستری تا سیاه بوده وموی آریستا در شاخک ها پروش بوده وبند سوم شاخک تا حدودی تخم مرغی است .غالبا چشمهای مرکب آن درشت وقرمز رنگ بوده وبالها در حالت استراحت بطور مسطح ودر پشت بدن قرار می‏گیرند فاقد قاشقک بال بوده وبر روی میوه های در حال تخمیر واطراف خمره های سرکه دیده می‏شود ودارای چهار جفت کروموزوم است، بعد از اینکه عمل لقاح صورت گرفت وزیگوت تشکیل شد، مراحل رشد ونمو رویانی در داخل غشاء های تخم انجام می‏گیرد وسپس لارو از تخم خارج شده وبا تغذیه ورشد خود در نهایت به شفیره تبدیل می‏شود. لاروها سفید رنگ وبند بند بدون پا وزواید بدنی ودر ناحیه سر قلابهای آرواره ای به رنگ سیاه دیده می‏شوند در این مرحله رشد حشره سریع بوده وغذای فراوان میخورد ولی هنوز بالا ندارد، پس از آن نیز شفیره تکامل پیدا کرده وحشره کامل یا بالغ ظاهر می‏گردد طول مدت این مراحل تحت تاثیر دمای محیط متغیر است بطوری که در دمای 20 درجه سانتیگراد متوسط دوره تخم ولارو 8 روز است ودر دمای 25 درجه این مدت به 5 روز تقلیل می‏یابد. این مگس به بوی تخمیر وسرکه جلب می‏شودومخمرهای عامل گندیدگی میوه ها را با خود بر روی میوه های گندیده ویا رسیده حمل کرده و در آنجا کشت می‏دهند ودر داخل آنها تخم ریزی می‏کنند . مکسهای کامل ولاروهای آنها در محیطهای اسیدی وتخمیری زندگی می‏کنند ودر محل تغذیه این مکس معمولا میکروارکانیسم هایی مثل باکتری ها وقارچها نفوذ کرده وتکثیر می یابند .

در این آزمایش از مگس سرکه, Fruit Fly  و یا Drosphila Melangaster  استفاده نمودیم . علت استفاده نیز به دلیل مختلفی به شرح زیر می باشد :

1) نگهداری و پرورش مگس سرکه در شرایط آزمایشگاهی آسان بوده و هزینه ی زیادی ندارد.

2) دوره ی تکامل لاروی مگس سرکه کوتاه مدت است و در مدت 11 روز نسل جدیدی را بوجود می آورد

3) مگس های ماده در طی دوره ی زندگی خود به دفعات متعدد تخم ریزی می نماید و تعداد تخم ها در هر دوره تخم ریزی نسبتآ زیاد است.

4) با در نظر گرفتن تعداد کروموزوم ها مطالعات صفات نسبت به سایر موجودات آسان تر است.

5) عملی نمودن این آزمایش ها نیاز به وسایل پیچیده نداشته و ضمن آنکه مقالات بیشماری در این ضمینه وجود دارد... و ....

سیکل زندگی این مگس بصورت زیر می باشد :

بالغ→ شفیره → لارو → تخم →  بالغ

شرح آزمایش :

مراحل بالا را در پلیپت های مختلف مشاهده کردیم :

تخم مگس سرکه در حدود نیم میلی متر طول دارد و قسمت پشتی تخم پهن تر از سطح تقریبا قوسی شکل شکمی است و پوشش خارجی که کوریون نامیده می شود غیر شفاف است و طرحی از اشکال شش گوش بر روی آنها مشاهده می شود و یک جفت زائده ی رشته مانند یا خار مانند به سطح خشکی متصل است و از غرق شدن تخم در محیط غدایی مایع جلوگیری می کند.

لارو مگس سرکه پس از خروج از تخم 2 بار پوست اندازی میکند و در نتیجه دوره ی لاروی شامل 3 مرحله خواهد بود که در آخرین مرحله , طول لارو به 4.5 میلی متر می رسد وشکل خزنده ای در زیر میکروسکوپ از خود نشان میدهد.

شفیره ی مگس سرکه : با فرا رسیدن مرحله ی شفیره لاروها از محیط کشت به بیرون خزیده و به محلی نسبتا خشک مثل دیواره ی ظرف کشت میچسبند و در آخرین پوست لاروی خود که ابتدا نرم و سفید است ولی به ندریج سخت و تیره می شود شفیره می بندد و در نهایت به حشره ی کامل تبدیل می شود.


تصویر A مرحله تخم مکس سرکه تصویر B نمای جانبی وپشتی مرحله تخم
تصویر C مرحله لارو تصویر D مرحله شفیره


تصویری از مگسهای بالغ دروزوفیلا ملانوگاستر مکس سرکه


 

چرخه زندگی مگس سرکه

ساعت

روز

مرحله

0

0

لحظه تخم ریزی

22-0

1-0

تشکیل جنین

22

1

خروج ازتخم

47

2

اولین پوست اندازی

70

3

دومین پوست اندازی

118

5

تشکیل پویا

122

5

پوست اندازی قبل از پویا

130

5/5

پویای کامل(سر.دم وبال)

167

7

تشکیل رنگدانه درچشم

214

9

خروج مگس از پویا

215

9

گسترش بالها-بلوغ

طرز صید مگس سرکه از طبیعت

در ظروف استوانه ای میوه های در حال تخمیر راقرار داده بوی مخصوص ان سبب جاب مگس ها میشود.

پرورش ونگهداری مگس سرکه

ازطریق محیط های کشت ساختگی

طرزتهیه آن

85گرم آردسفید و5/42گرم مخمر رادر آب سرد حل می کنیم.

75گرم شکر و20گرم آگار رادر آب 45درجه حل می کنیم.

دومحلول فوق را مخاوط کرده وحجم را به 1650 میرسانیم .وسپس 45دقیقه حرارت ودر نهایت 15سی سی اسید استیک به آن می افزاییم.

اهمیت مگس های سرکه به عنوان مدل آزمایشگاهی

1-سهولت دسترسی وپروش در شرایط آزمایشگاهی

2-دوره تکاملی کوتاه (11روز)

3-تولید تعداد زیادی تخم

4-مطالعه آسان صفات(4جفت کروموزم)

در مگس سرکه، جانداری که معمولاً در اکثر مطالعات ژنتیکی استفاده می شود، افراد نوعوحشی معمولاً چشمان قرمز و بال گرد دارند

حالت های دیگر به غیر از نوع وحشی، گونه ها یا حالت های جهش یافته نام دارند

بنابراین، افراد دارای چشم قرمز، نوع وحشی و افراد دارای چشم سفید، نوع جهش یافتههستند. در شیوه نام گذاری مگس سرکه، الل ها از روی فرم مغلوب نام گذاری می شوند. دراین روش، از حرف اول نام الل جهش یافته استفاده می شود. در صورتی که الل جهش یافتهغالب باشد، از حرف بزرگ و در صورتی که الل جهش یافته مغلوب باشد، از حرف کوچکاستفاده می شود برای مثال رنگ چشم سفید،eye white، نسبت به الل وحشی، رنگ چشم قرمز،مغلوب است. برای نام گذاری الل مسبب رنگ چشم سفید، از حرف w کوچک استفاده می کنیم. الل نوع وحشی را با یک + superscriptمشخص می کنیم. یعنینشان دهنده رنگچشم قرمز است. در برخی موارد، به جای اندیس + ، از یک علامت + به تنهایی و بدوننوشتن حرف اول نام الل جهش یافته استفاده می کنیم. و علامت هایو+،هر دو بهمعنای رنگ چشم قرمز هستند. البته در صورتی می توانیم تنها از علامت + استفاده کنیمکه صفت مورد بحث مشخص باشد و با الل دیگری اشتباه نشود. مثلاً وقتی که بدانیم درمورد رنگ چشم بحث می کنیم، به جایاز + استفاده میکنیم در صورتی که بیش از 1 الل جهش یافته در جمعیت وجود داشته باشد ( دقت کنید کهبرای هر صفت در جمعیت، فقط 1 الل نوع وحشی در نظر می گیریم )، اللی را که نسبت بهتمامی الل های جهش یافته مغلوب باشد را برای انتخاب نام الل بر می گزینیم. برایمثال، برای رنگ چشم، در جمعیت به حالت دیگری نیز وجود دارد به نامwhite_apricot. این الل نسبت به white غالب است. بنابراین الل white را برای نامگذاری استفاده میکنیم. اللwhite_apricot را با یک اندیس a مشخص می کنیم :



 

پس از مرحله ی مشاهده , به نحوه ی تشخیص جنسیت در مگس های سرکه پرداختیم :

این روش بسیار ساده می باشد و از نظر شکل و ظاهر مگس های سرکه کاملا می توان به جنسیت آن ها پی برد بطوری که :

مگسه های سرکه ی نر :

·        دارای انتهای شکمی گرد می باشد

·        بندهای شکمی کمتری نسبت به ماده دارند (5 عدد)

·        دارای تارچه هایی سیاه و سخت بر روی سطح قسمت انتهایی اولین بند تارسوس در پاهای قدامی می باشد که به این تارچه ها سکس کامب(Sex Comb) می گویند.

مگس های سرکه ی ماده :

 

·        دارای انتهای شکمی کشیده می باشد

·        بند های بیشتری نسبت به جنس نر دارد ( 7 عدد) .

·        ناحیه ی شکمی با گذشت زمان و بالغ شدن تخم ها بسط پیدا کرده و بزرگتر می شود.

فاقد سکس کامب هستند ( Sex Comb).

این مگس‏در مرحله لاروی به‏قدری فعال وحریص به تغذیه است‏که به علت خزیدن از نقطه‏ای به نقطه دیگرجهت تغذیه در مسیر خود کانالهائی ودالانهائی در محیط پیرامون خود ومحیط غذائی غلیظ ایجاد می‏کنند ودر مورد قارچ خوراکی هم اگر یک قارچ آلوده را از وسط نصف کنید این دالانها وکانالهای را که لارو این مگس ایجاد کرده است را دقیقا مشاهده خواهید نمود .

از مهمترین گونه های مگسهای سرکه که آفت قارچهای خوراکی محسوب می‏شوند می‏توان به funebris Drosophila و Drosophila melanogaster اشاره کرد

مگس کامل از ریسه های روی کمپوست تغذیه کرده واقدام به تخم ریزی در داخل کمپوست می‏کند و بعد از طی مراحل فوق الذکر لارو بوجود می‏آید وشروع به تغذیه از ریسه های داخل کمپوست کرده واگر بر روی کمپوست قارچی وجود داشته باشد از طریق پایه وارد کلاهک شده واین کانالها ودالانها را ایجاد خواهد کرد.

هر گاه دمای محیط از 25 درجه سانتیگراد پایین بیاید قدرت زاد و ولد کم شده و در نهایت در زیر 16 درجه سانتیگرادباعث از بین رفتن مگسها می‏شود ونیز اگر دمای محیط بالاتر از 30 درجه سانتیگراد باشد

باعث عقیم شدن حشره نر ودر نهایت باز منجربه از بین رفتن آنها می‏گردد پس نتیجه می‏گیریم بهترین دما جهت زندگی Drosophila Melanogaster ) 25) درجه سانتیگراد است

طرز صید مگس سرکه از طبیعت

در ظروف استوانه ای میوه های در حال تخمیر راقرار داده بوی مخصوص ان سبب جاب مگس ها میشود.

پرورش ونگهداری مگس سرکه

ازطریق محیط های کشت ساختگی

طرزتهیه آن

85گرم آردسفید و5/42گرم مخمر رادر آب سرد حل می کنیم.

75گرم شکر و20گرم آگار رادر آب 45درجه حل می کنیم.

دومحلول فوق را مخاوط کرده وحجم را به 1650 میرسانیم .وسپس 45دقیقه حرارت ودر نهایت 15سی سی اسید استیک به آن می افزاییم.

در مگس سرکه، جانداری که معمولاً در اکثر مطالعات ژنتیکی استفاده می شود، افراد نوع وحشی معمولاً چشمان قرمز و بال گرد دارند

حالت های دیگر به غیر از نوع وحشی، گونه ها یا حالت های جهش یافته نام دارند

بنابراین، افراد دارای چشم قرمز، نوع وحشی و افراد دارای چشم سفید، نوع جهش یافته هستند. در شیوه نام گذاری مگس سرکه، الل ها از روی فرم مغلوب نام گذاری می شوند. در این روش، از حرف اول نام الل جهش یافته استفاده می شود. در صورتی که الل جهش یافته غالب باشد، از حرف بزرگ و در صورتی که الل جهش یافته مغلوب باشد، از حرف کوچک استفاده می شود برای مثال رنگ چشم سفید،eye white، نسبت به الل وحشی، رنگ چشم قرمز، مغلوب است. برای نام گذاری الل مسبب رنگ چشم سفید، از حرف w کوچک استفاده می کنیم. الل نوع وحشی را با یک + superscriptمشخص می کنیم. یعنی نشان دهنده رنگ چشم قرمز است. در برخی موارد، به جای اندیس + ، از یک علامت + به تنهایی و بدون نوشتن حرف اول نام الل جهش یافته استفاده می کنیم. و علامت های و+،هر دو به معنای رنگ چشم قرمز هستند. البته در صورتی می توانیم تنها از علامت + استفاده کنیم که صفت مورد بحث مشخص باشد و با الل دیگری اشتباه نشود. مثلاً وقتی که بدانیم در مورد رنگ چشم بحث می کنیم، به جای از + استفاده می کنیم در صورتی که بیش از 1 الل جهش یافته در جمعیت وجود داشته باشد ( دقت کنید که برای هر صفت در جمعیت، فقط 1 الل نوع وحشی در نظر می گیریم )، اللی را که نسبت به تمامی الل های جهش یافته مغلوب باشد را برای انتخاب نام الل بر می گزینیم. برای مثال، برای رنگ چشم، در جمعیت به حالت دیگری نیز وجود دارد به نام white_apricot. این الل نسبت به white غالب است. بنابراین الل white را برای نامگذاری استفاده می کنیم. اللwhite_apricot را با یک اندیس a مشخص می کنیم


برچسب‌ها: همه چيز در مورد مگس سرکه, عکس لارو, چرخه زندگی, روش نگه داری, دوره زندگی
 |+| نوشته شده در  ساعت 18:47  توسط رضا  | 
 
  بالا